اولین بار در سال ۱۳۹۹ بود که تخریب مسجد کازرونی به تیتر رسانهها تبدیل شد؛ سخنان و اخباری که چندین بار تایید یا تکذیب شدند. سال گذشته نیز با انجام برخی عملیات تخریبی توسط هیئتامنا، نام این مسجد مجددا در رسانهها مطرح گردید. تا جایی که اعضای هیئتامنا با استخدام تعدادی نیرو در سکوت شب، در محله عباسآباد و در خلوت شهر، به تخریب بخشهایی از مسجد پرداختند که با آگاه شدن اهالی و حضور نیروهای میراث فرهنگی، شهرداری و نیروی انتظامی، جلوی این کار گرفته شد.
اکنون و پس از یک سال، روز پیش از انتشار این گزارش و در روشنایی روز، مجددا پای هیلتی به مسجد کازرونی باز شد و کارگران تکههایی از محراب و شبستان این مسجد را با تیشه تخریب کردند. با وجود اینکه شهرداری و اداره میراث فرهنگی اعلام کرده بودند مجوزی برای هیچگونه عملیات تخریبی یا ساختوسازی صادر نشده و اگر هیئتامنا بدون مجوز این دو نهاد کاری انجام دهد غیرقانونی خواهد بود، این تخریب به اجرا در آمد.
فرمانده یگان حفاظت اداره کل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان روز قبل به خبرگزاری ایسنا گفته بود که هیئتامنا مسجد کازرونی ادعا کردهاند از سوی میراثفرهنگی مجوز تخریب داشتهاند. ادعایی که نیازمند پاسخ شفاف مدیران میراثفرهنگی است؛ آیا با صدور چنین مجوزی تخریب در این مسجد اتفاق افتاده است؟
مسجد کازرونی ۸۰ سال پیش توسط مرحوم کازرونی به سبک مساجد ایرانی دوایوانی ساخته شده است. این مسجد از نظر فرم مهندسی و چرخش به سمت قبله بینظیر است و محراب قشنگ، کتیبههای معرق به خط نستعلیق، طاقهای آجری، طاقنماهای باشکوه و حوضخانهای زیبا ارزش آن را مضاعف کردهاند و باید در نگهداری آن تلاش کرد.
سوالی که پیش میآید این است که چرا هیئتامنا اینچنین اصرار به تخریب این مسجد باارزش هنری و میراثی از معماری دوران گذار (اواخر قاجار تا دوره پهلوی) دارد؟ آیا آنان نمیدانند که این مسجد بخشی از هویت این شهر و خاطره جمعی شهروندان اصفهان و اهالی محله عباسآباد است؟
اگر هیئتامنا قصد دارد این مسجد باارزش را تخریب کرده و به جای آن مسجدی چندطبقه بسازد، باید بداند که برتری امروز، نگهداری میراث باارزش اصفهان است، نه ساخت مسجد در طبقات گوناگون با کاربریهای چندگانه. اصفهان امروز و مردمش باید تمام تلاش خود را بر نگهداری همین اندک میراث باقیمانده متمرکز کنند، نه اینکه تیشه به ریشههای شهر بزنند و تهماندههای هویتی که جزوی از خاطرات مردم اصفهان هستند را از بین ببرند.
وقتی قوانین سختگیرانه و بازدارندهای برای نگهداری میراث باارزش اصفهان وجود ندارد و مدیران میراثفرهنگی و شهرداری بهراحتی مجوز تخریب آنها را صادر میکنند، هر روز باید بیم آن داشت که مالکان و هیئتامناهای یک قطعه از پازل تاریخی این شهر، چه یک بنای تاریخی باشد، چه یک مسجد و سقاخانه، بهخاطر گسترش شهر یا طمع مالکان، به تیشه تخریب سپرده شوند.
در این سالها هرگاه میراثی از این شهر تخریب شده، بخشی از خاطرات جمعی و اصالت آن در خاک مدفون شده و هر روز از حس تعلق شهروندان به اصفهان کاسته میشود، بیآنکه بدانند برای آینده، شهری بدون هویت و تاریخ را به جای میگذارند.
اگر جلوی این کارها گرفته نشود و قانونی بازدارنده برای نگهداشت و نگهداری این میراث باقیمانده از پیش وضع نشود، سایه شوم تخریب بر سر همه میراث اصفهان میافتد و احتمالا در روزگاری نهچندان دور، اصفهان و آثار تاریخیاش که هر کدام به دلیلی به تیغه تیشه تخریب سپرده شدهاند، تنها باید از لابهلای کتابهای تاریخ و ورقهای روزنامهها مشاهده شوند و بر حال آنچه بر سر آن آمده حسرت خورده شود.

