بمبافکنها با هدف یافتن و نابودی اهداف از طریق قدرت آتشین بینظیر طراحی شدهاند. این هواپیماها محمولههای سنگین را حمل میکنند و با نمایش توانایی تخریب، روحیه دشمن را از منظر روانی تضعیف میسازند؛ گاهی این اثر روانی مهمتر از خود عملیات است.
تفاوت سنی چشمگیر
یکی از مهمترین تفاوتهای این دو هواپیما، سن آنهاست. بمبافکن استراتوفورتریس برای اولین بار ۷۲ سال پیش در سال ۱۹۵۲ به پرواز در آمد. در مقابل، ریدار کمتر از یک سال است که عملیاتی شده و نخستین پرواز خود را در نوامبر سال گذشته انجام داد.
از نظر فناوری به طرز قابل توجهی پیشرفتهتر از قدیمی است. با این حال، شکاف بین این دو به لطف قابلیت ارتقای دوم و برنامههای نیسازی با موتورهای جدید، سیستمهای آویونیک و ماژولهای دیگر برای حفظ توانایی رزمی تا سال ۲۰۶۰ در حال کاهش است.
فلسفههای طراحی متفاوت
هر دو بمبافکن هستند، اما از فلسفههای طراحی کاملا متفاوتی پیروی میکنند. دارای طراحی سنتی است که امکان حمل محمولههای عظیم و پرواز در ارتفاعات بالا با سرعت زیرصوتی برای مدت طولانی را میدهد. در دوران طراحی این بمبافکن، تکنولوژی پنهانکاری مد نظر نبوده و به همین دلیل در رادار به راحتی قابل شناسایی است.
علاوه بر این، بر اساس طراحی خود قابلیت مانور ضعیفی دارد، زیرا برای پروازهای نیازمند مانور بالا طراحی نشده است. حتی سکان آن برای هواپیمایی با این جثه کوچک است، چرا که بوئینگ انتظار داشته خلبانان از نیروی رانش متغیر هشت موتور برای جبران ضعف سکان کوچک بهره ببرند.

برعکس، با تمرکز بر پنهانکاری طراحی شده و بر پایه تجربه تنها بمبافکن پنهانکار موفق تاریخ، یعنی اسپیریت، ساخته شده است. این بالپرنده از طراحی مشابهی برخوردار است، سطح مقطع راداری حداقلی دارد و هر قسمت بدنه در قسمت بعدی ادغام شده تا از زوایای تیز جلوگیری نماید. بهترین نمای جانبی این بمبافکن در حال پرواز، شبیه به یک شاهین در حال شیرجهزدن است.
تفاوت دیگر در تعداد موتورها است. دارای هشت موتور در آرایش دوتایی است، در حالی که از موتورهای دوقلو تعبیهشده در بدنه هواپیما نیرو میگیرد.

تفاوت در ابعاد جثه
اندازه این دو هواپیما کاملا متفاوت است. از آنجا که ابعاد دقیق به راحتی در دسترس نیست، مقایسه بر پایه اطلاعات علنی انجام شده است. نزدیک به ۴۸.۵ متر طول دارد و طول بالهای آن به ۵۶.۴ متر میرسد. در مقایسه، تنها ۱۶ متر طول داشته و طول بالهای آن ۴۰ متر است. به طرز چشمگیری کوچکتر از است، که عمدتا ناشی از طراحی بالپرنده و نیاز به مقطع راداری کوچک در بمبافکن جدیدتر است.

ظرفیت بار و وزن
تفاوت در ظرفیت حمل بار و وزن، نتیجه مستقیم تفاوت در اندازه این دو هواپیما است. دارای وزن خالی ۸۳ هزار و ۲۵۰ کیلوگرم است. وزن در پیکربندی خالی، یکسوم وزن برآورد میشود. وقتی به طور کامل بارگیری میشوند، حداکثر وزن برخاست استراتوفورتریس به ۲۲۱ هزار و ۳۲۳ کیلوگرم میرسد، در حالی که این عدد برای ریدار تنها ۸۱ هزار و ۶۴۷ کیلوگرم است.

پیشینه تاریخی استراتوفورتریس
غول حاصل یک فرآیند طولانی و دشوار است که در سال ۱۹۴۶ آغاز شد، وقتی فرماندهی مواد هوایی ایالات متحده، پیشین فرماندهی لجستیک نیروی هوایی، یک بمبافکن راهبردی دوربرد میخواست که بدون نیاز به پایگاههای پیشرفته و میانی کشورهای دیگر، بتواند عملیاتهای خود را انجام دهد. الزامات اولیه شامل سرعت کروز ۴۸۰ کیلومتر در ساعت در ارتفاع ۳۴ هزار فوتی (۱۰ هزار متر) و شعاع رزمی ۸ هزار کیلومتری بود. این نیرو میخواست هواپیما چندین توپ ۲۰ میلیمتری و محمولهای تا ۴ هزار و ۵۰۰ کیلوگرم را در حوزه تسلیحات متعارف حمل کند.
بوئینگ قرارداد پروژه موسوم به مدل ۴۶۲ را برنده کرد، یک بمبافکن سنتی بال مستقیم با شش موتور توربوپراپ. این نخستین طرح از دو طرح در طی دو سال بود که تبدیل به تشکیل هواپیمایی شد که نیروی هوایی ایالات متحده به عشق آن را BUFF (باف) یا رفیق چاق بزرگ زشت مینامد. بوئینگ ناچار شد انواع مختلفی از این هواپیما بسازد چون نیروی هوایی چندین بار نیازمندیهای خود را تغییر داد.
بوئینگ در نهایت هواپیما را با الهام از استراتوجت طراحی کرد، اما بالهای مایل ۳۵ درجه، موتورهای توربوفن و ارابههای فرود دوچرخه با چرخهای بیرونگر نوک بال را در آن به کار برد. طرحهای اولیه برای نهایی شامل صندلیهای پشت سر هم بود، اما در آخرین لحظه به طراحی صندلیهای کنار هم تغییر یافت، پس از آنکه ژنرال لیمی، رئیس فرماندهی استراتژیک هوایی، خواستار تغییر شد. مدل جاری در سال ۱۹۶۳ ارائه شد و دارای چندین ارتقا نسبت به اولین مدلهای تولیدی است.

ریدار آینده بمبافکنهای نیروی هوایی
بمبافکن آینده بال بمبافکنهای نیروی هوایی ایالات متحده است. اگرچه انتظار میرود این هواپیما در کنار به فعالیت ادامه دهد، اما برای جایگزینی بمبافکنهای قدیمیتر، از جمله راکول لانسر و نورثراپ گرامن اسپیریت تا سال ۲۰۴۰ طراحی شده است. این بمبافکن سپس از پایان خدمات در سال ۲۰۶۰ جانشین آن خواهد شد.
برنامه در سال ۲۰۱۱ آغاز شد و به عنوان یک برنامه دسترسی اختصاصی تعیین گردید که باعث پنهان ماندن بسیاری از مشخصات و قابلیتهای این هواپیما شد. تنها میدانیم که بیشتر از یک بمبافکن خواهد بود. این هواپیما نقشهای متعددی از جمله پلتفرم جمعآوری اطلاعات، مدیریت نبرد و رهگیری را بر عهده خواهد داشت.
نورثراپ گرامن بمبافکن را اولین هواپیمای نسل ششم جهان توصیف میکند. همانند اسپیریت، بمبافکن یک طراحی بالپرنده است که بر پنهانکاری متمرکز شده است. بخش اعظم این هواپیما بهینهسازی شده تا امکان عبور از سیستمهای دفاعی را فراهم آورد. برای مثال، شیشه جلو همسطح با کابین خلبان قرار گرفته است.
ممکن است بپسندید
-
پادکست فارسی از چالشهای دوران بلوغ خود میگوید_اصفهانیا
-
کنیستر چیست و چه ماموریتای در ماشین دارد؟_اصفهانیا
-
دانشمندان برای اولینبار از DNA پوست، جنین انسانی ساختند_اصفهانیا
-
چرا خودروهای تازه تویوتا بر پایه پلتفرمهای قدیمی ساخته خواهد شد؟_اصفهانیا
-
دیزنی خواستار توقف منفعت گیری از شخصیتهای خود توسط Character.AI شد_اصفهانیا