تحول و تغییرات اداری در محاوره مردم و حتی ادبیات سیاسی به تحول صندلینشینان تعبیر شده است؛ تعبیری که گویا صندلیها چشم به راه میباشند تا فرد جدیدی بیاید و به واسطه آن مکان، توانایی جدیدی آشکار کند. از این صندلیها که بگذریم، صندلیهای مکانهای عمومی چون گذرها، خیابانها، پارکها و باغهای عمومی، یکی از بهترین وسایل برای اسایش و خدمت به شهروندان است.
تنوع فرمی و جنس این صندلیها و نیمکتها همانند نیمکتهای مدور چهارباغ در اصفهان نسبتا خوب است، اما تکثر آن اگرچه نسبت به بسیاری از شهرها بهتر است، اما نسبت به نیازهای اصفهان کم است. با دقت به عبور جمعیتی و گذار از حالت جوانی به سمت جمعیت سالمندتر، اهمیت تعداد بیشتر این نیمکتها و صندلیها روزبهروشنتر میشود.
هم تعداد این وسایل باید افزایش یابد و هم محلهها و مکانهای بیشتر باید به این امکانات مجهز شوند. صندلیها تنها برای سالمندان مناسب نیستند؛ عموم شهروندان، از جمله پرسهزنان برای استراحت و تقویت خود، و دوستان، فامیلها و همکاران قدیمی برای دید و بازدید از این جاگاهها استفاده میکنند.
این نیمکتها توانستهاند بخشی از خاطرات جمعی مردم شوند، تا حدی که صندلی خالی اشارهای شاعرانه به نبوده و هجران است؛ استعارهای که نه تنها در کلام و نگاه مردم، بلکه در آثار هنری و سینمایی نیز راه یافته است.
از سوی دیگر، نیمکت و نیمکتهای خالی ذهن را به مدارس و حداقل مدارس دوران نویسنده میبرند؛ نیمکت خالی نشاندهنده تعطیلی امر آموزش است. این روزها نیمکتهای خالی مدارس، چشم به راه حضور مجدد دانشآموزان هستند؛ حضوری که میتواند جوانههای دانش، فرهنگ و هنر را برای ایران به ارمغان بیاورد.
عکس این یادداشت از چهار نیمکت خالی در تاریخ دوشنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۴۰۳ و در ساعت ۱۲ و ۲ دقیقه تهیه شده است.
