[ad_1]
به گزارش اصفهانیا
متن آهنگ زندان بان محسن چاوشی
اشکات همانند گل توی باد پرپر زدن پرپر شدن
طفلی چشای خوشگلت با گریه خوشگل تر شدن
با ماهیای قرمزت هم دم شدی دریا شدی
هنگامی که مردن ماهیات غمگین شدی تنها شدی
من ماهیای قلبتو کشتم که دیوونت کنم
زنجیر ساختم از خودم تا بندی خونت کنم
غمگین شدی ابری شدی ابری شدی تنها شدی
هی پشت ابرای خودت پنهون شدی اشکار شدی
بارون شدی بند اومدی غمگین شدی لاغر شدی
انقدر سوزوندم تورو تا این که خاکستر شدی
طفلی تو که من صاحب تاریکی زندانتم
تاریک تر من چون که من چند ساله زندانبانتم
چند وقته فکر رفتنی اما تعلل میکنی
چند ساله میرنجونمت اما تحمل میکنی
بارون شدی بند اومدی غمگین شدی لاغر شدی
انقد سوزوندم تورو تا این که خاکستر شدی
اصرار من بی نتیجه می بود خاکسترت با باد رفت
من سوختم تا سوختم خاکسترم از یاد رفت
دسته بندی مطالب
[ad_2]
منبع